حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

573

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و روايت كرده‌اند ، كه : « جماعتى از مردم رى در صحبت أبى عبد اللّه الصادق عليه السّلم درآمدند ، و كفتند : ما از مردم و اهل رىايم . أبى عبد اللّه الصادق عليه السّلم فرمود : مرحبا « 1 » ، براذران مرا از اهل و مردم قم . مردمان كفتند : اى امام ، ما از مردمان رىايم . ديكر باره صادق عليه السّلم فرمود : مرحبا ، براذران ما را از اهل قم . تا آن جماعت سه كرّت « 2 » اين سخن را تكرار كردند ، و امام هر نوبت مىفرمود : مرحبا ، براذران قمّيان ما را . پس امام فرمود : خذآئرا حرميست ؛ و آن مكّه است . و رسول خذا را حرمى است ؛ و آن مدينه است . و امير المؤمنين علىّ را حرمى است ؛ و آن كوفه است . و ما را حرمى است ؛ و آن شهر قم است . بدانيد كه زود باشد كه به شهر قم زنى از فرزندان من ، فاطمه نام ، دفن كنند ، و هر كس كه زيارت او دريابد ، ببهشت رود ، و بهشت او را واجب شود . راوى ميكويد كه : در آن زمان كه أبى عبد اللّه الصّادق عليه السّلم اين سخن فرمود ، موسىء كاظم در شكم ماذرش هنوز پيدا نشده بود ، و ماذرش بذو حامله نكشته » « 3 » . و در روايتى ديكر ، هم از صادق عليه السّلم روايتست ، كه : « زيارت قبر فاطمه عليها السّلم ، معادل و موازى و برابر بهشتست بىشك » « 4 » .

--> ( 1 ) . مرحبا : خوش‌آمدگويى . ( 2 ) . كرّه : بار ، مرتبه . ( 3 ) . اين روايت را علامه مجلسى در ( بحار الانوار : 60 / 216 ) به همين سند از تاريخ قم نقل كرده است . ( 4 ) . اين روايت را علّامه مجلسى در ( بحار الانوار : 60 / 219 ) به نقل از كتاب ( تاريخ المشاهد و